فول آلبوم تهی
|
خب عزیزان در این پست برای علاقه مندان رپ فول آلبوم حسین تهی یکی از بهترین
رپر ها رو گذاشتم...نظر یادتون نره:
منبع:سایت رپفا |
ای ساربان بی مروت به کجا چنین شتابان
|
خب عزیزان در این پست برای علاقه مندان رپ فول آلبوم حسین تهی یکی از بهترین
رپر ها رو گذاشتم...نظر یادتون نره:
منبع:سایت رپفا |
|
خب عزیزان در این پست آلبوم Airport از اندی رو گذاشتم...امیدوارم حال کنید:
منبع:آهنگ |

راستی این بازی ۲۰ ثانیه اخرش قطع میشه ولی بدونین برنده ی این بازی ایرون شیخ است
حجم:۱۲ مگ
مدت:۶دقیقه
کیفیت:بسیار خوب
این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید!!!
نظرم بدید!!! اگه خوستین کپی کنید حتما منبع رو ذکر کنید
که از مدتها قبل که در وجودم احساسش می کنم
خود را بیشتر به من نشان میدهد
احساسی که در اولین دیدارم با تو پیدا شد
آنروز که مثل همیشه سرم تو لاک خودم بود
کسی صدایم زد:
آقا ببخشید من اینجا غریبم شما میدونین این آدرس کجاست؟
سرم را که بلند کردم نا خود آگاه نگاهم در نگاه جذاب و گیرایش
خیره ماند و مدتی مات و مبهوت به تماشای آن یشم های
درشت گیرا نشستم که صدایی مرا به خود آورد
آقا ببخشید گفتم شما میدونین این آدرس کجاست؟
در حالی که هنوز در همان حال و هوا بودم گفتم :
ببخشید میتونم آدرستونو ببینم.آدرس رو که نگاه کردم
متوجه شدم که کجاست وبه بهانه اینکه نمیتونه آدرسو پیدا کنه
تا مقصد همراهیش کردم.در طول راه فکر این همه زیبایی و نجابت
یک لحظه هم دست از سرم بر نمی داشت.
خدایا آخه این کیه؟کسی که تونسته برای اولین بار نظر منو
به خودش جلب کنه.آخه من اصلآ به محیط اطرافم و آدماش
زیاد توجهی نداشتم و همیشه سرم تو لاک خودم بود.
از آدمایی که خودشونو به هزار شکل در می آوردن تا توجه
اطرافیانشون رو به خودشون جلب کنن هم خوشم نمی اومد.
اما این دختر بدون اینکه کاری بکنه چنان زیبا بود که هر کسی
از دیدنش انگشت حیرت به دهان می گرفت وچیزی که این
زیبایی خدادادی رو صد چندان می کرد وقار ومتانت مثال زدنی
این دختر بود.چیزی که تو این دوره و زمونه کم پیدا میشه
به هر حال اون روز بعد از پیدا کردن آدرس از هم جدا شدیم
ولی من در تمام مدتی که از اون پری زیبای آسمونی جدا شدم
یک لحظه هم از فکرش بیرون نمی رفتم.حسی در من پیدا شده بود
که برام تازگی داشت حسی که پر از اظطراب و دلهره و...بود که بعدآ
فهمیدم به این حس زیبای دوست داشتنی میگن:
عشق ![]()
عشق چیزی بود که برام تازگی داشت اما با همه ی نگرانیهاو
دلهره هاو... دوست داشتنی بود و نمی خواستم حتی لحظه ای
از من جدا بشه.هر بار که میدیدمش اون حس شیرین در من
چنان حال و هوا و هیجانی ایجاد می کرد که قابل وصف نیست.

دوست
|
|
بیا که دوست دارمت !! بگذار که آسمان، آن گونه که هست در جذبه دو چشم تو، خود را بگسترد. بگذار تا ماه، حتی به زیر ابر، در این سیاه شب، آرامشی به قلب سپید تو آورد... شاید کمی که گذشت، شاید تبسم در چشم روزگار، شاید که مشق صبر، تکلیف روزگار، نچندان به کام ماست... بگذار زیر و بم این زمین سخت، با پای خسته تو، گفت و گو کند. شاید قبول جهان، آنچنان که هست، آغاز زندگی است. آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند. شاید که شاخه گلی از سکوت ناب، آواز زندگی است. بگذار اگر فاصله ای هست بین ما، تا روز ماندگاری دیوار سرد، یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم. بگذار تا پیکر بت دار روزگار، در برکه گذشت پاشویه ای کند. آنجا که ناتوان کلام خسته، به فریاد می رسد. دیگر سکوت، نقطه پایان گفتگوست. گاهی تحمل خاری درون دست شیرین تر از لطافت گلهای زندگیست. بگذار تا به دشت جدایی در این زمان، بارانی از طراوت و بخشش، سفر کند. بذری به دشت مهربانی هدیه آوریم و آنگه بغل بغل تبسم تازه درو کنیم. چشمان پرسش خود را، تو بسته دار. لبخند مهربان تو در چشم شرمناک، یعنی بیا. « بیا دوباره دوست دارمت » شاید که یک سلام، آغاز گفتگوست. شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است
|
هنوزعادت نکردم غروبهام بدون اشک بگذره
هنوزعادت نکردم غروبها دیوانه واردلتنگت نشم
هنوزعادت نکردم غروبها توروکنارخودم نبینم
هنوزعادت نکردم غروبها به پشت بام نرم وغروبوتماشانکنم
هنوزعادت نکردم که تورونداشته باشم
هنوزبه بغض غروب عادت نکردم
هنوزبه بی وفایی توعادت نکردم
هنوزعادت نکردم وقتی ازکسی سنگدلی می بینم ازعشقش بگذرم
هنوزعادت نکردم عشقمو به جرم اینکه معشوقمه اذیت کنم
هنوزبه سنگدلی عادت نکردم
هنوزبه غربت غروب عادت نکردم
هنوزبه نبودنت عادت نکردم
هنوزبه بغض غروب عادت نکردم
هنوزعادت نکردم درهرغروب به غروب غم انگیزی که ازتوخداحافظی کردم فکرنکنم
غربت غروب ازآنروزدرچشمهایم هست
شب وتنهایی وغربت تو چشام اشک پر از خون
یه دله شکسته از یار یه دله پر غمو داغون
انتظار از تو ندارم منو تنها جا بزاری
تکو تنها توی دنیا, تو منو دوسم نداری
هرکی جدا کرد تو رو از من
الهی غصه بگیره
تویه تنهایی وغربت بی کسو بی یاربمیره
بی تو از حسرت دوریت
دل من داره می میره
تا تو بر گردی دباره
دل من آروم بگیره
کاشکی بفهمی کی دوست داشت گل مهرو کی برات کاشت
کی تو غمها وتو غصت موندو اون اشکا تو برداشت
اما اون هنوز تو یادش
تو رو تنها نمیزاره
منتظر به راه یاره تا تو بر گردی دباره


چشم ، چشم دو ابرو ، دو ابروی کمونی
چشم ، چشم دو ابرو ، دو چشم آسمونی
چشم ، چشم دو ابرو ، چشمای خیس هر شب
من ، تو ، یه فریاد ، اسم تو عمری بر لب
دست ، دست دو تا دست ، دو دست عاشقانه
دو دست پاک و پرمهر ، یه حس صادقانه
پا ، پا دو تا پا ، دو پای سخت همراه
همراهی قرص و محکم ، حتی تا خونه ماه
قلب ، قلب دو تا قلب ، دو قلب قفل در هم
دو قلب مست و عاشق ، عشقی فرا از عالم
جسم ، جسم دو تا جسم ، دو جسم اما با یک روح
یه روح آسمونی ، بلند چو قله کوه
عشق ، عشق چه زیباست ، الهی جون بگیره
هر کسی سد عشق شد دعا کنیم بمیره..

منو در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
تا سکوت هر شب من با هجومت روبرو شه
بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو میرم
منو درگیر خودت کن بلکه آرامش بگیرم
با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه
با من غریبگی نکن با من که در گیر تو ام
چشماتو از من بر ندار من مات تصویر تو ام
من مات تصویر تو ام
تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاست
آخرین نقطه ی دنیا تو جهان من همینجاست
تو همین جایی و هر روز من به تنهایی دچارم
منو نزدیک خودم کن تا تو رو یادم بیارم
با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه
هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه
با من غریبگی نکن با من که درگیر تو ام
چشماتو از من برندار من مات تصویر تو ام
من مات تصویر تو ام
چشم ها را باید شست ،
با اسید باید شست که نتوان دید
چشم ها را باید گل گرفت
تنها منظر پاک سنگفرش گلی خیابان است
تیر چراغ برق منتظر باران است منتظر تطهیر
از بس که به او تکیه داده اند این خستگی ناپذیر چشم چرانان
صورتک های سرخ،
مانتوهای راه راه،
روح های زندانی
به ملاقات هیچ میروند
.عطرهای تند حال درختان را به هم میزند
چشم های حیز کلاغ دنبال صابون ارکید است
امشب هم شکممان را صابون میزنیم
فردا خدا بزرگ است اما نه بزرگی دیش ماهواره هایمان
امشب جکسون قبلهی من است
من صدتومن صدقه میدهم
تا فردا بسیجی ها در کوره جلویمان را نگیرند
تا من وکامی وفرشته وسامی
دور از دسترس هم لامبادا برقصیم خیلی حال می دهد
!خوشا به حال کلاغ
که کسی برای لیسیدن دزدکی صابون او را به منکرات نمی برد
!آقایان به بنده توجه کنید ،من تشنه له له زدن شماهایم
با چشم های دریده تان مرا نظاره کنید
من گدای نگاهم
اگر وقت ندارید فقط یک نگاه دزدکی
میدانید؟
!من خیلی قیمت دارم!روژ لب ،پودر،سایه
...شما را به عزت مدونا قسم
مرا به قلبهای لزجتان مهمان کنید
قول میدهم لگد نکنم احساس پاکتان را
با لژهای کلفت کفش هایم
وقت کم است
من صدبار به مادرم دروغ گفته ام تا بگذارد به خیابان بیایم
به خیابان آمده ام به دنبال!به دنبال چه آمده ام؟
!!!