تبليغاتX
سلطان

سلطان

ای ساربان بی مروت به کجا چنین شتابان

فول آلبوم تهی

خب عزیزان در این پست برای علاقه مندان رپ فول آلبوم حسین تهی یکی از بهترین

رپر ها رو گذاشتم...نظر یادتون نره:

                                            

Khanoom khoshkeleh

Agha joon(Remix)

Mishnavam migi

Gheyre Mostaghim

Pishi

Mano Oun

Intro T&T

Sar be hava Remx

Sar be hava

Rast Migan

Torshidi

Gir Midadi

Zanjir

بغض

الو منم

آقا جون

دستمال جیبی

گربه نره

1001 شب

باغ وحش

نرو

برو از پیش من

فاگور(تبلیغات شرکت فاگور)

دافینگ

رقص اندام 1

رقص اندام 2

بگو سلام

ایران

3 نقطه

تشکر سرخ پوستی

کل بسه

 

منبع:سایت رپفا

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 10:19  توسط حسن  | 

آلبوم Airport از اندی

خب عزیزان در این پست آلبوم Airport از اندی رو گذاشتم...امیدوارم حال کنید:

                                             

فقط یه نگاه

بعد از تو

فرودگاه

دلتنگ

بی تو

راز من

سلام

زمونه

بیهوده نبوده

چند روزه

عروس گل

تو نباشی(رمیکس)

بیهوده نبوده(رمیکس)

لیلا(رمیکس)

باران

Almast

منبع:آهنگ

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 10:13  توسط حسن  | 

كشتي كج

گه در کل سایتهای ایرانی بگردی این بازی رو پیدا نمیکنی (اپ شد توسط خودم) و بدون مارکم هست

www.big-wwe.blogfa.com

راستی این بازی ۲۰ ثانیه اخرش قطع میشه ولی بدونین برنده ی این بازی ایرون شیخ است

حجم:۱۲ مگ

مدت:۶دقیقه

کیفیت:بسیار خوب

دانلود

این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنید!!!

نظرم بدید!!! اگه خوستین کپی کنید حتما منبع رو ذکر کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:42  توسط حسن  | 

احساس

هر روز که از زندگیم می گذرد احساسی ناشناخته

که از مدتها قبل که در وجودم احساسش می کنم

خود را بیشتر به من نشان میدهد

احساسی که در اولین دیدارم با تو پیدا شد

آنروز که مثل همیشه سرم تو لاک خودم بود

کسی صدایم زد:

آقا ببخشید من اینجا غریبم شما میدونین این آدرس کجاست؟

سرم را که بلند کردم نا خود آگاه نگاهم در نگاه جذاب و گیرایش

خیره ماند و مدتی مات و مبهوت به تماشای آن یشم های

درشت گیرا نشستم که صدایی مرا به خود آورد

آقا ببخشید گفتم شما میدونین این آدرس کجاست؟

در حالی که هنوز در همان حال و هوا بودم گفتم :

ببخشید میتونم آدرستونو ببینم.آدرس رو که نگاه کردم

متوجه شدم که کجاست وبه بهانه اینکه نمیتونه آدرسو پیدا کنه

تا مقصد همراهیش کردم.در طول راه فکر این همه زیبایی و نجابت

یک لحظه هم دست از سرم بر نمی داشت.

خدایا آخه این کیه؟کسی که تونسته برای اولین بار نظر منو

به خودش جلب کنه.آخه من اصلآ به محیط اطرافم و آدماش

زیاد توجهی نداشتم و همیشه سرم تو لاک خودم بود.

از آدمایی که خودشونو به هزار شکل در می آوردن تا توجه

اطرافیانشون رو به خودشون جلب کنن هم خوشم نمی اومد.

اما این دختر بدون اینکه کاری بکنه چنان زیبا بود که هر کسی

از دیدنش انگشت حیرت به دهان می گرفت وچیزی که این

زیبایی خدادادی رو صد چندان می کرد وقار ومتانت مثال زدنی

این دختر بود.چیزی که تو این دوره و زمونه کم پیدا میشه

به هر حال اون روز بعد از پیدا کردن آدرس از هم جدا شدیم

ولی من در تمام مدتی که از اون پری زیبای آسمونی جدا شدم

یک لحظه هم از فکرش بیرون نمی رفتم.حسی در من پیدا شده بود

که برام تازگی داشت حسی که پر از اظطراب و دلهره و...بود که بعدآ

فهمیدم به این حس زیبای دوست داشتنی میگن:  عشق

عشق چیزی بود که برام تازگی داشت اما با همه ی نگرانیهاو

دلهره هاو... دوست داشتنی بود و نمی خواستم حتی لحظه ای

از من جدا بشه.هر بار که میدیدمش اون حس شیرین در من

چنان حال و هوا و هیجانی ایجاد می کرد که قابل وصف نیست.

اگر باز نشد کلیک راست کن شو پیکچر را بزن


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 21:28  توسط حسن  | 

با من بمان

دوست 

بیا که دوست دارمت !!

بگذار که آسمان، آن گونه که هست در جذبه دو چشم تو، خود را بگسترد.

بگذار تا ماه، حتی به زیر ابر، در این سیاه شب، آرامشی به قلب سپید تو آورد...

شاید کمی که گذشت، شاید تبسم در چشم روزگار، شاید که مشق صبر، تکلیف روزگار، نچندان به کام ماست...

بگذار زیر و بم این زمین سخت، با پای خسته تو، گفت و گو کند.

شاید قبول جهان، آنچنان که هست، آغاز زندگی است.

آنجا که واژه ها به هیاهو نشسته اند.

شاید که شاخه گلی از سکوت ناب، آواز زندگی است.

بگذار اگر فاصله ای هست بین ما، تا روز ماندگاری دیوار سرد، یک پنجره برای دیدن هم هدیه آوریم.

بگذار تا پیکر بت دار روزگار، در برکه گذشت پاشویه ای کند.

آنجا که ناتوان کلام خسته، به فریاد می رسد.

دیگر سکوت، نقطه پایان گفتگوست.

گاهی تحمل خاری درون دست شیرین تر از لطافت گلهای زندگیست.

بگذار تا به دشت جدایی در این زمان، بارانی از طراوت و بخشش، سفر کند.

بذری به دشت مهربانی هدیه آوریم و آنگه بغل بغل تبسم تازه درو کنیم.

چشمان پرسش خود را، تو بسته دار.

لبخند مهربان تو در چشم شرمناک، یعنی بیا.

« بیا دوباره دوست دارمت »

شاید که یک سلام، آغاز گفتگوست.

شاید برای رسیدن به شهر عشق اولین قدم از خود گذشتن است


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 21:24  توسط حسن  | 

هنوز

هنوزعادت نکردم غروبها غصه ی نداشتن تورو نخورم

هنوزعادت نکردم غروبهام بدون اشک بگذره

هنوزعادت نکردم غروبها دیوانه واردلتنگت نشم

هنوزعادت نکردم غروبها توروکنارخودم نبینم

هنوزعادت نکردم غروبها به پشت بام نرم وغروبوتماشانکنم

هنوزعادت نکردم که تورونداشته باشم

هنوزبه بغض غروب عادت نکردم

هنوزبه بی وفایی توعادت نکردم

هنوزعادت نکردم وقتی ازکسی سنگدلی می بینم ازعشقش بگذرم

هنوزعادت نکردم عشقمو به جرم اینکه معشوقمه اذیت کنم

هنوزبه سنگدلی عادت نکردم

هنوزبه غربت غروب عادت نکردم

هنوزبه نبودنت عادت نکردم

هنوزبه بغض غروب عادت نکردم

هنوزعادت نکردم درهرغروب به غروب غم انگیزی که ازتوخداحافظی کردم فکرنکنم

غربت غروب ازآنروزدرچشمهایم هست

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:51  توسط حسن  | 

حسرت دوری

شب وتنهایی وغربت تو چشام اشک پر از خون

یه دله شکسته از یار یه دله پر غمو داغون

انتظار از تو ندارم منو تنها جا بزاری

تکو تنها توی دنیا, تو منو دوسم نداری

هرکی جدا کرد تو رو از من

الهی غصه بگیره

تویه تنهایی وغربت بی کسو بی یاربمیره

بی تو از حسرت دوریت

دل من داره می میره

تا تو بر گردی دباره

دل من آروم بگیره

کاشکی بفهمی کی دوست داشت گل مهرو کی برات کاشت

کی تو غمها وتو غصت موندو اون اشکا تو برداشت

اما اون هنوز تو یادش

تو رو تنها نمیزاره

منتظر به راه یاره تا تو بر گردی دباره

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 19:27  توسط حسن  | 

موتور سوار حرفه ای

موتور سوار حرفه ای
این موتور سوار کاملا حرفه ایه همینطور که تو عکس مشاهده میکنید که داره چیکار میکنه دانلود کنید تا بفهمید چی میگم...

منبع كليپهاي موبايل در www.daniklip.blogfa.com

 

براي دانلود كليك كن 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 19:13  توسط حسن  | 

کلیپ ماجراجویی ها و حوادث

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 19:1  توسط حسن  | 

عکس جالب

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 11:7  توسط حسن  | 

چشم

 

چشم ، چشم دو ابرو ، دو ابروی کمونی 

چشم ، چشم دو ابرو ، دو چشم آسمونی

چشم ، چشم دو ابرو ، چشمای خیس هر شب

من ، تو ، یه فریاد ، اسم تو عمری بر لب

دست ، دست دو تا دست ، دو دست عاشقانه

دو دست پاک و پرمهر ، یه حس صادقانه

پا ، پا دو تا پا ، دو پای سخت همراه

همراهی قرص و محکم ، حتی تا خونه ماه

قلب ، قلب دو تا قلب ، دو قلب قفل در هم

دو قلب مست و عاشق ، عشقی فرا از عالم

جسم ، جسم دو تا جسم ، دو جسم اما با یک روح

یه روح آسمونی ، بلند چو قله کوه

عشق ، عشق چه زیباست ، الهی جون بگیره

هر کسی سد عشق شد دعا کنیم بمیره..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 10:55  توسط حسن  | 

ماه من

ماه من،غصه نخور زندگی جذر و مد داره دنیامون یه عالمه آدم خوب و بد داره ماه من،غصه نخور همه که دشمن نمیشن همه که ، پُر ترک مثل تو و من نمیشن ماه من،غصه نخور مثل ماهام فراوونه خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه ماه من،غصه نخور گریه پناه آدماست تر و تازه موندن گل مال اشک شبنماست ماه من،غصه نخور زندگی بی غم نمیشه اونیکه غصه نداشته باشه آدم نمیشه ماه من،غصه نخور خیلی ها تنهان مثل ما خیلی ها با زخمهای زندگی آشنان مثل ما ماه من،غصه نخور زندگی خوب داره و زشت خدارو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت ماه من،غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا هردومون دعا کنیم تو هم جدا، منم جدا
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:26  توسط حسن  | 

من مات تصویر توام

 

منو در گیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه

 تا سکوت هر شب من با هجومت روبرو شه

  بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تو میرم

 منو درگیر خودت کن بلکه آرامش بگیرم

 با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه

هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه

 با من غریبگی نکن با من که در گیر تو ام

 چشماتو از من بر ندار من مات تصویر تو ام

 من مات تصویر تو ام

 تو همین جایی همیشه با تو شب شکل یه رویاست

 آخرین نقطه ی دنیا تو جهان من همینجاست

 تو همین جایی و هر روز من به تنهایی دچارم

 منو نزدیک خودم کن تا تو رو یادم بیارم

 با خیال تو هنوزم مثل هر روز و همیشه

 هر شب حافظه ی من پر تصویر تو میشه

 با من غریبگی نکن با من که درگیر تو ام

 چشماتو از من برندار من مات تصویر تو ام

 من مات تصویر تو ام

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:44  توسط حسن  | 

چشم ها را باید شست

چشم ها را باید شست

چشم ها را باید شست ،

با اسید باید شست که نتوان دید

چشم ها را باید گل گرفت

تنها منظر پاک سنگفرش گلی خیابان است

تیر چراغ برق منتظر باران است منتظر تطهیر

از بس که به او تکیه داده اند این خستگی ناپذیر چشم چرانان

صورتک های سرخ،

مانتوهای راه راه،

روح های زندانی

به ملاقات هیچ میروند.

عطرهای تند حال درختان را به هم میزند

چشم های حیز کلاغ دنبال صابون ارکید است

امشب هم شکممان را صابون میزنیم

فردا خدا بزرگ است اما نه بزرگی دیش ماهواره هایمان

امشب جکسون قبله‌ی من است

من صدتومن صدقه میدهم

تا فردا بسیجی ها در کوره جلویمان را نگیرند

تا من وکامی وفرشته وسامی

دور از دسترس هم لامبادا برقصیم خیلی حال می دهد!

خوشا به حال کلاغ

که کسی برای لیسیدن دزدکی صابون او را به منکرات نمی برد!

آقایان به بنده توجه کنید ،من تشنه له له زدن شماهایم

با چشم های دریده تان مرا نظاره کنید

من گدای نگاهم

اگر وقت ندارید فقط یک نگاه دزدکی

میدانید؟!

من خیلی قیمت دارم!روژ لب ،پودر،سایه...

شما را به عزت مدونا قسم

مرا به قلبهای لزجتان مهمان کنید

قول میدهم لگد نکنم احساس پاکتان را

با لژهای کلفت کفش هایم

وقت کم است

من صدبار به مادرم دروغ گفته ام تا بگذارد به خیابان بیایم

به خیابان آمده ام به دنبال!به دنبال چه آمده ام؟!!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:24  توسط حسن  | 

عاشقانه

اول اینکه عاشقانه دوستت دارم. دوم اینکه عاشقانه می پرستمت. سوم اینکه عاشقانه می میرمت برات. چهارم اینکه الهه ی منی تا ابد. من با یک نگاه تو جون می گرفتم. با صدای تو نفس می گرفتم. می دونم این حرفا رو می فهمی. چون عشقمو باور کردی... دیدی که به خاطر آینده تو از خودم گذشتم... می دونم تو هم مثل خودم دل خوشی از این روزگار نداری... اصلا از همون روز اول هستی من وتو واسه هم ساخته نشده بودیم فقط خودمونو گول میزدیم که یک روزی روز یکی شدنه... مگه نه؟ خوب این از شدت عشق زیاده.عشقی که دو سال در قلبم ریشه زد. ولی هیچ وقت اون جوری که می خواستم قد نکشید... اگه بخوام توصیف کنم عشقمونو میگم: ما دو کبوترعاشقیم... ولی در دو آسمان متفاوت تو در آسمان آبی ونیلگون ومن در آسمان ابری وماتم گرفته... دو گل رزیم... تویی که در دشت گلها هستی ومنی که در شوره زار بی انتهام... دو دلداه دیونه... تویی که تنها رفتی بی من... ومنی که در غصه رفتن تو هستم... من عاشقی غریب و افسرده در زندگی... و تو معشوقی با عشقی تحمیلی و تازه در زندگی... دو تا دیونه هم. و خلاصه یک الهه ی عشق و یک عابد دیوانه ی پرستش الهه ی عشق.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 19:6  توسط حسن  |